يادداشت های خبرنگار بوشهري |
دود اختلافات مسئولین استانی در چشم مردم بوشهر
آغاز دور جدید حملات نماینده بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس شورای اسلامی به معاون سیاسی - امنیتی استاندار با پاسخ های بدون حاشیه زینبی به سردی گرایید و تلاش خبرنگاران در مصاحبه مطبوعاتی زینبی نیز برای حرف کشیدن از او راه بجایی نبرد.
اگر چه اختلاف عطارزاده با استاندار و کشیده شدن پای زینبی به این اختلافات آن قدر طولانی و کش دار شده است که شاکله آن از اختلاف معمول سیاسی به منازعه و خصومت شخصی بدل گردیده و حکایت آن نیز برای عموم قدری ملال آور شده، اما آنچه بیش از هرچیز توجه تماشاچیان این غائله را به خود معطوف داشته، تقلای بی فرجامی است که برخی طرفین این منازعه برای از میدان به در کردن حریف از خود نشان می دهند.
نمی دانیم آیا عزیزانی که اکنون به عنوان وکیل یا مدیر و امین مردم در این دعوای بی حاصل گرفتار آمده اند در خلوت خود قدری اندیشیده اند که در کدام قسمت این حکایت ملال انگیز منفعت مردم زجر کشیده این استان نهفته است؟ آیا می دانند که مردم استان در این جدال سخیف و بی نتیجه احساس می کنند با سپردن مسئولیت به چنین افرادی کلاه گشادی بر سرشان رفته است؟
جای بسی تعجب است که مدعیان این میدان هر یک دیگری را به تقوی دعوت می کند، حال آنکه کم بها ترین کالا در آشفته بازاری که این عزیزان ساخته اند تقوی است.
چندی قبل نامه امام علی (ع) به مالک اشتر را می خواندم. در بخشی از این نامه به این عبارت برخوردم «ای مالک، مردم دارای عیوبی هستند و اولین کسی که باید عیوب مردم را بپوشاند دستگاه حکومت است.» نمی دانم تبلور این عبارت در کدام قسمت از منازعه سیاسی امروز در استان ماست؟ شاید در آن قسمت که یکی، دیگری را به غیراخلاقی ترین اتهامات محکوم می کند!
آیا مدیر و یا وکیلی که برای به در کردن حریف از میدان آبروی دیگری را هدف قرار می دهد (حتی در صورت صحت ادعاهایش) آیا امانت دار مناسبی برای عزر و آبروی مردمی است که امانت خود را به او سپرده اند؟
با کمال تاسف، قبح و زشتی چنین امور غیر اخلاقی در منازعات سیاسی آن چنان از میان رفته و به عنوان قاعده بازی های سیاسی مبدل شده که هیچکدام بوی مشمئز کننده ای که از این پلشتی فضای سیاسی استان را فراگرفته احساس نمی کنند.
آیا بهتر نیست کسانی که اینگونه اخلاق و مروت را درباره خود رعایت نمی کنند نگاه خیرخواهانه خود را بیش از این به مردم معطوف نمایند و از فرصت سوزی هایی که نتیجه سوء آن تنها و تنها دامن مردم را خواهد گرفت بپرهیزند.
مدیران استان های همجوار به دور از چنین منازعات بی حاصلی با ایجاد موقعیت های مناسب توسعه برای استان شان زمینه های رشد مناطق خود را فراهم نموده اند، ولی ما در گرداب تسویه حساب هایی که دوای هیچکدام از دردهای عمومی در آن نیست و بیشتر بوی منفعت طلبی شخصی از آن به مشام می رسد گرفتار آمده ایم.
پرواضح است کسانی که برای بلعیدن منافع استان دندان تاریخی تیز کرده اند بهترین مجال را برای ربودن آنچه می خواسته اند اکنون فراهم می بینند. پس اگر روزی شنیدید که در بی خیالی مسئولین استان، نه تنها عسلویه بلکه شهر بوشهر را هم به یکی از استان های همجوار ملحق کردند زیاد تعجب نکنید.
و اما شعله های زیانبار این جدال تنها به ریختن آبروها و از بین رفتن فرصت ها ختم نمی شود، بلکه علاوه بر این سوختن فرصت ها، هدر رفتن توان مدیران و از نابودی و پراکندگی سرمایه های انسانی کارآمد بخش دیگری از نتایج زیانبار چنین منازعات سیاسی است. اینان همان هایی نیستند که در دو دوره دولت خاتمی این چنین با مدیرانش رفتار نمودند و در این دولت نیز چنین معرکه ساخته اند؟ مگر هر استان چقدر از توانایی بالقوه و یا بالفعل نیروی انسانی کارآمد برخورد است که با ایجاد نا امنی روانی، بر سرمایه های انسانی مان چوب حراج بزنیم؟ مگر نه این است که برخی مدیران کار آمد امروز محصول هزینه های فراوانی هستند که پیش از این مردم برای پرورش آنان پرداخته اند؟ آیا رواست که بخشی از این سرمایه انسانی در بازی های سخیف سیاسی و بخشی دیگر در ناامنی سیاسی هدر رود .
امید می رود که این آتش اختلاف مسئولان استانی با عاقبت اندیشی توام با خیرخواهی ختم به خیر شود و هر دو طرف دست از این منازعه بی حاصل بردارند و قدری در لابلای منافع شخصی و یا گروهی خود خیر و صلاح مردم را نیز جستجو کنند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|